7 آبان 1393

ارتباط با مدیریت

مولف: افسانه فرجی سی سی   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:
4/4

تعداد مشاهده (1375)       نظرات (24)

نظرات کاربران درباره خبر "ارتباط با مدیریت"


به نام خداوند لوح و قلم وجود و عدم خدایی که داننده ی رازهاست سرآغاز آغازهاست با سلام و احترام از اینکه نام دخترن در لیست پیشرفت درس و اخلاق قرار گرفته بسیار خوشحال و خرسند می باشم امید وارم بتوانم قطره ای از دریای بیکران محبت و زحمات شما را جبران کنم. عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر مهربانی حاکم کل مناطق می شود

زندگی بارانی من نمی دانم که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست. و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست. گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد. چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید. واژه ها را باید شست . واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد. چترها را باید بست. زیر باران باید رفت. فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد. با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت. دوست را، زیر باران باید دید. عشق را، زیر باران باید جست. زیر باران باید بازی کرد. زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی ، زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون”است.

نهایم مگذار گاهی نه گریه آرامت میکند و نه خنده نه فریاد آرامت میکند و نه سکوت آنجاست که با چشمانی خیس رو به آسمان میکنی و میگویی خدایا تنها تو را دارم تنهایم مگذار

باز هفت سين سرور ماهي و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادي عيد آرزوهاي سپيد باز ليلاي بهار باز مجنوني بيد باز هم رنگين کمان باز باران بهار باز گل مست غرور باز بلبل نغمه خوان باز رقص دود عود باز اسفند و گلاب باز آن سوداي ناب کور باد چشم حسود باز تکرار دعا يا مقلب القلوب يا مدبر النهار حال ما گردان تو خوب راه ما گردان تو راست باز نوروز سعيد باز هم سال جديد باز هم لاله عشق خنده و بيم و اميد

بازآهنگ طراوت می کنم از گل و باران حکایت می کنم از درخت مهر سیبی می کنم در میان شهر قسمت می کنم بوسه بر دست محبت می زنم از صمیمیت حمایت می کنم با دلی از آینه تابنده تر هر تبسم را اجابت می کنم آیه تطهیر دلهامان صفاست روز و شب آنرا تلاوت می کنم مهربانی می کنم گر با کسی از خدای خود اطاعت می کنم

با عرض سلام و احترام و با تشکر از برگزاری این جشن انسان دوستانه خدای بزرگ ، بزرگ بخشنده است و آدمهای بخشنده را دوست دارد...خدایی كه عتابش ،بخشش و مهربانی اش تو را گاهی غافلگیر می كند.روح اوست كه در ما دمیده مگر می شود مهربان نبود ؟ مگر می شود به آرامی سر بر بالین گذاری وقتی كودكی را می شناسی كه شبش را با فكر دغدغه های كودكانه فردایش صبح می كند و می خواهم بگویم كه : همت كنید هركس به وسع خود در شاد كردن خانه ایی سهیم باشد. در كار خیر حاجت هیچ استخاره نیست .

اینجا باغ عاطفه است. درختانِ احساس، شکوفه کرده اند. بر گلبرگ های ایمان،شبنم محبّت چکیده است. پرنده های نیکوکاری، فضای باغ را از نغمه های توحیدی خود پر کرده اند و باغبان لبخندزنان فریاد می زند: مژده! مژده! بهار نزدیک است. رگهایمان از خون انسانیّت لبریز است. نبضمان هر لحظه با یاد دیگران می زند. هوای حیاط دل هایمان لبریز از مهربانی است. در هر تپش، قلبمان فداکاری را فریاد می زند. از باغچه هامان بوی سیب عاطفه می آید. دریای چشمانمان تا ساحل غربت محرومان موج می زند. ما اهالی سرزمین نیکوکاری هستیم كه سروده ایم : بنی آدم اعضای یكدیگرند كه در آفرینش ز یك گوهرند تو كز محنت دیگران بی غمی نشاید كه نامت نهند آدمی

با سلام و ارزوی سلامتی برای شما. من همواره مبلغ مدرسه شما به لحاظ کادر مجرب و متعهد بوده و هستم. اما از فضای اموزشی گلایه دارم. با توجه به محدودیتهای ساختمانی و مشکلات موجود در این منطقه شرایط شما نیز قابل درک است. اما خواهش دارم این موضوع را در تعداد ثبت نامهای جدید و مبالغ شهریه در سال اینده در نظر داشته باشید. حقوق کارمندان سالانه ده تا دوازده درصد افزایش میابد. افزایش مبلغ شهریه هر چه قدر که بیش از این باشد در یک خانواده کارمند فشار مضاعفی ایجاد خواهد کرد و پس از یکی دو سال کلیه معادلات هزینه ای را به هم زده و ما را ناگزیر از انصراف در ثبت نام میکند. لذا از شما خواهش دارم که با توجه به کمبود فضا و کلاسهای بدون نور و حتی پنجره مانند کلاس پیش خانم جمالی و اینکه در زنگ تفریح سهم هر دانش اموز از فضای باز حتی به نیم متر مربع هم نمیرسد در سیاستهای سال اینده تحصیلی تجدید نظر فرمایید. همچنین در خصوص کلاس زبان و مدرس مجرب نیز در سال نو انشاله چشم انتظاریم. با ارزوی توفیق روز افزون.

دوباره معجزه آب و آفتاب و زمين شکوه جادوی رنگين کمان فروردين شکوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود سپاس و بوسه و لبخند و شادباش و درود دوباره چهره نوروز و شادماني عيد دوباره عشق و اميد دوباره چشم و دل ما و چهره های بهار هفت سين فرارسيدن نوروز و سال نو را شادباش ميگويم. برايتان تندرستي و نيکروزی در سال نو آرزو دارم. باشد که سالي سرشار از شادی و کامروايي داشته باشيد

با سلام ودرود و سپاس خدمت کادر محترم دبستان نور نرگس نمی دانم با چه زبانی از زحمات تک تک شما سروران در سال 93 تشکر و قدردانی کنم ایکاش چیزی بجز دعای خیر داشتم تا بدرقه راه تان کنم در سال جدید به وسعت نگاه مهربا نتان بهترین ها را از ایزد منان خواستارم آیینه ی روزگار لبخند خداست. آرامش سبزه زار لبخند خداست. از عطر نگاه باغها دانستم. نام دیگر بهار لبخند خداست. در ساعات روحانی تحویل سال ما را از یاد و قلبتون خارج نکنیند التماس دعا

مهربان خدایا، تورا سپاس که زلال مهربانیت را در سرچشمه وجود من جاری ساختی و مرا زن نام نهادی،تو را سپاس که گل های باغ بشریت را به من سپردی و مرا مادر خطاب کردی، تو را سپاس که مرا لبریز از لطافت و مهر کردی و لباس مرد عنوان دادی، تو را سپاس که بر مروارید وجودم پوششی از عفاف و حیا کشیدی و مرا همسر قرار دادی، مبارک باد بر تو چنین خلقتی و نیکو و گوارا باد بر من وجود چنین خالقی. سالروز میلاد زهرای اطهر و الگوی کامل زن مسلمان که بدرستی نام روز مادر و روز زن به خود گرفته بر عموم زنان سخت کوش میهن بویژه زنان متعهد در دبستان نور نرگس خجسته باد. روز زن خجسته باد

مهربان خدایا، تورا سپاس که زلال مهربانیت را در سرچشمه وجود من جاری ساختی و مرا زن نام نهادی،تو را سپاس که گل های باغ بشریت را به من سپردی و مرا مادر خطاب کردی، تو را سپاس که مرا لبریز از لطافت و مهر کردی و لباس مرد عنوان دادی، تو را سپاس که بر مروارید وجودم پوششی از عفاف و حیا کشیدی و مرا همسر قرار دادی، مبارک باد بر تو چنین خلقتی و نیکو و گوارا باد بر من وجود چنین خالقی. سالروز میلاد زهرای اطهر و الگوی کامل زن مسلمان که بدرستی نام روز مادر و روز زن به خود گرفته بر عموم زنان سخت کوش میهن بویژه زنان متعهد دبستان نور نرگس خجسته باد. روز زن خجسته باد

کعبه امروز تماشاگه اهل نظر است کز سرا پرده ی حق نور خدا جلوه گر است آمد از قبله برون قبله نمایی که در اوست آنچه منظور دل مردم صاحب نظر است فردوس برین مقصد و منزلگه اوست آن را که امیر مومنان اسوه ی اوست خجسته میلاد مولود کعبه اسطوره ی تقوا و قافله سالار امامت مظهر شجاعت و شهامت حضرت علی ابن ابی طالب و روز پدر را به شما و پویندگان طریق سراسر معرفت و مودت آن امام همام تبریک و تهنیت عرض می نماید.

" پدر " پدر كه باشی سردت می شود ولی كت بر شانه فرزند می اندازی. چهره ات خشن می شود و دلت دريايی، آرام نمی گيری تا تكه نانی بياوری. پدر كه باشی، می خواهی ولی نمی شود، نمی شود كه نمی شود. در بلندايی از اين شهرت مشت نشدن ها بر زمين می كوبی پدر كه باشی عصا می خواهی ولی نمی گویی . هر روز خم تر از ديروز، مقابل آينه تمرين محكم ايستادن می كنی. پدر كه باشی حساس می شوی به هرنگاه پرحسرت فرزند به دنيا، تمام وجود خودت را محكوم آرزوهايش می كنی! پدر كه باشی در كتابی جايی نداری و هيچ جایی زير پايت نيست . بی منت از اين غريبه گی هايت می گذری تا پدر باشی . پشت خنده هايت فقط سكوت ميكنی. پدر كه باشي به جرم پدر بودنت حكم هميشه دويدن را برايت بریده اند ، بی هيچ اعتراضي به حكم ، فقط می دوی و درتنهایی ات نفسی تازه می كنی. پدركه باشی پيرنمی شوی ولی يك روز بی خبر تمام می شوی و پشت ها را خالی می كنی ، با تمام شدنت ، حس آرامش را بعد از عمری تجربه كنی. پدر كه باشی در بهشتی كه زير پای تو نبود هم دلهره هايت را مرور می كنی. " تقديم به همه پدران دنيا"

تقدیم به همه کسانی که دعا کردند .... خدایا... دریافته ام کسی که میگوید "برایم دعا کن" از روی عادت نمیگوید..! کم آورده است... دخل و خرجش دیگر باهم نمیخواند... صبرش تمام شده است... ولی دردهایش هنوز باقی مانده است... مهربانم...! کاش میدانستی چقدر دردناک است شنیدن جمله "برایم دعا کن" خدایا کمکش کن... هنوز هم به معجزه کرامتت ایمان دارد....

فرزندم ! زمان چه با سرعت گذشت .صفحه های روز شمار یک سال درس و ادب و تلاش ؛چه زود ورق خورد و چه زود به انتها رسید. آغاز اولین سلام در آخرین سال دبستان . به یاد داشته باش که : "ناگهان زود دیر می شود استفاده از تجربه های ناب" لحظه ها را دریاب ،خاطرات شیرین و تلخ کودکی ات زود به انتها می رسد اما درون قلبت جاودانه شان ساز ؛که جاودانگی نشان ماندگاری یاد برای همیشه است. امسال در دبستان ،تجربه های سبز ششمین سال زندگی ات را به نظاره نشستم.اندیشیدم با روشنای مهربان قلبت می توانی تاریکی بدی ها را در قاب لحظه ها بزدایی و یادمانی از تمام خوبی ها برای همیشه در دلت ماندگار نمایی . از گذشته ها به نیکی یادکن؛از دقایق شاد کنار هم بودن ،مسابقه های طلایی و آزمون های رقابتی ،همکاری گروهی و ساخت و سازها ،از حضور دوستان جدیدت در میانه ی سال توی کلاس درس و از زمان خنده ها وگریه ها؛هیجان ها و ... اینک که به پایان آغازی دیگر رسیده ایم برایت سبد سبد گل های سلامتی و خوش بختی آرزو می کنم .امیدوارم در سالیانی نه چندان دور تو را در اوج معرفت و ادب و در جمع بزرگان ببینم و شاهد موفقیت هایت باشم . پیروز و همیشه سرفراز باشی.

به بهانه یک سالی که گذشت: یادش بخیر روز اول مدرسه، روزی که با چشمان گریان از خواب بیدار شدم و با دلتنگی تمام به مدرسه رفتم. یادش بخیر روز اول مدرسه که همگی بچه ها دست در دست والدین خود برای آغاز فصلی نو در زندگی خود قدم به عرصه علم و دانش نهادند. یادش بخیر آن گریه ها و دلتنگی ها روز اول مهر ماه، زمانی که برای اولین بار همگی ما را به صف کردند و دستان گرم مادرم را که تا آن لحظه پشتیبان و دلگرمی من بود، از خود دور می دیدم. یادش بخیر نیمکت های فلزی سه نفره که تعداد زیادی دانش آموز بر روی آن می نشستند و وسایل جدید خود را که حتی نمی دانستند چگونه باید از آن استفاده کنند را بر روی آن می گذاشتند. یادش بخیر بخاری نفتی دودگرفته کنج کلاس که همیشه با التهاب فراوان در انتظار زمستان بود تا گرمای وجود خود را به کلاس بدهد. یادش بخیر اولین معلمم خانم.... که با خوش رویی و مهربانی تمام برای اولین بار به کلاس آمد که فرمان برپا اولین جمله ای بود که در مدرسه برای احترام به معلمین آموختم. یادش بخیر اولین نوشته های زندگیم که خط های عمودی کج و معوجی بود که از معلمم آموختم و یاد گرفتم که چگونه مداد را در دستانم بگیرم. یادش بخیر تخته گچی سیاه رنگ کلاس که با هر بار پاک کردن تمامی محوطه و دستان و لباس های معلمم را را سفید می کرد. یادش بخیر کارت های آفرین، صد آفرین و هزار آفرین معلمم که برای هر بار درست انجام دادن مشقهایم یکی از آنها را به من می داد. یادش بخیر اولین دوست زندگیم که با گذشت بیست و اندی سال کماکان بهترین دوست زندگیم است. یادش بخیر بوی نان تازه و پنیر مادرم که برای زنگ های تفریح در کیفم می گذاشت. و اکنون با گذشت بیش از بیست سال از آن روزهای آغازین کلاس اول ابتدایی، امسال نیز کلاس اولی ها با شور و شوق فروان به مدرسه می روند اما با تفاوت های بسیار زیاد. دیگر خبری از آن نیمکت های فلزی سه نفری تنگ نیست و همگی بر روی صندلی های دسته دار یک نفره می نشینند که نوعی استقلال فکری و شخصیتی به آنها می دهد. به لطف مدارس غیرانتفاعی، نمونه و دیگر اسامی، دیگر جمعیت کلاس ها همانند گذشته به 30 و 40 نفر در یک کلاس نمی رسد. دیگر خبری از لیست بلند بالای نمرات در دوران ابتدایی وجود ندارد و به جای آن از سیستم توصیفی برای ارزیابی دانش آموزان استفاده می کنند. دیگر خبری از تخته های گچی قدیمی در کلاس ها نیست و همگی مجهز به وایت برد، ویدئو پروژکتور، کامپیوتر و تجهیزات روز شده اند که کار را برای فراگیران بسیار راحت کرده است. دیگر خبری از آن کیف های رنگی ساده بدون طرح، دفتر های قدیمی 40 و 60 برگ و مداد های توسن و خودکار بیک نیست چرا که جای خود را با کیف های رنگی بزرگ با طرح های کارتون های 2014، دفتر های 100 و 200 برگ پاپکو و فابر کاسل و مداد و خودکار های با کیفیت خارجی چند هزار تومانی عوض کرده اند. دیگر خبری از آن بخاری دودی سیاه رنگ پر التهاب کنج کلاس نیست و به جای آن سیستم نوین شوفاژ با گرمای ملایم در کلاس ها جایگزین شده است. همه این خاطرات لحظه به لحظه در کنار دخترم و خانواده نور نرگس برای من زنده شد. هر روز بیدار شدن و با دخترم صبحانه خوردن. خداحافظی های عاشقانه دم در مدرسه و ......... ممنون از خانواده نور نرگس ممنون از تمام خواهران خوبم. بهانه ای بود که فقط من و دخترم بگوییم همیشه به فکر شما هستیم و ودر لحظه های دلتنگی همیشه حضور دارید در اخرین خط دعا هایمان. به امید آموختن علم و ساختن دیروز، امروز و فردایی بهتر برای آبادانی میهنمان. خدانگهدار

با سلام و عرض ادب وفقط از روی دلتنگی به قول فروغ آن روزها رفتند.... اما برمی گردن اگه برنگشتن یعنی روزهای بهتری خواهد آمد ، اینو قول می دم .... اگه دیدید نیستم بدونید دارم سعی می کنم روزهای بهتری رو بسازم .... و یه حس خوب برای خانواده خوب من خدایا بخاطر همه خوبیات ممنونم بخاطر خدا بودنت ممنونم بخاطر بی همتا بودنت ممنونم خدایا حس خیلی خوبی دارم خوششششششحالم شاید هزارتا دلیل همین امروز واسه بدحال بونم وجود داره امااااااااااا....... امروز بی دلیل بی دلیل بی دلیل خوشششششششحالم فقط بخاطر اینکه تو رو دارم و می خوام امروزمو مث همیشه با تو اغاز کنم خدایاحسی که دارم و نصیب همه کن آمین به امید دیدار

امان از دلتنگی کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم کاش دلهامو ن به بزرگی بچگی بود کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود کاش قلبها در چهره بود اما اکنون اگر فریاد بزنیم کسی نمی فهمد ودل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست سکوتی که سرشار از نا گفته هاست نا گفته هایی که گفتنش یک دردو نگفتنش هزاران درد دارد دنیارو ببین... بچه که بودیم همه چشمای خیسمونو میدیدن بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه بچه بودیم تو جمع گریه میکردیم بزرگ شدیم تو خلوت بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه بچه بودیم اگه دلمون می شکست با یه آبنبات دلمونو بدست می آوردن بزرگ که شدیم وقتی دلمون رو شکستن با هیچ چیز دیگه نمی شه درستش کرد فقط جای شکستگیش روی دل میمونه با هیچ آبنباتی درست نمی شه بچه بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم بزرگ که شدیم قضاوتهای درست وغلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم 1 ساعت بعد از یادمون میرفت بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده وآشتی هم نمی کنیم بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود بزرگ که شدیم کوچکترین آرزو مون بزرگترین چیزه بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی بچه بودیم دل درد ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم ....هیچ کس نمی فهمد بچه که بودیم دوستیامون تا نداشت بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره بچه که بودیم بچه بودیم بزرگ که شدیم بزرگ نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم.....

لطفا شفاف سازی کنید با توجه مصوبه آموزش و پرورش استان تهران مبنی بر شهریه مدارس غیر انتفاعی شهر تهران ( شهریه نور نرگس 3165000 تومان ) دلیل اضافه گرفتن شهریه بیش از مصوبه چیست !!!! در صورت غیر قانونی بودن دریافت شهریه اضافی بنده باتفاق تعدادی از والدین با مدارک مستند بازرسی اداره کل آموزش و پرورش استان تهران را در جریان قرار خواهیم داد .

نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید